السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
121
تفسير الميزان ( فارسي )
ع مىفهمد . اين بود وجوه ده گانه اى كه در معناى تفسير به رأى ذكر كردهاند و چه بسا بتوان بعضى از آنها را به بعضى ديگر ارجاع داد ، و به هر حال هيچيك از اين وجوه دليلى به همراه ندارند . بديهى است كه بطلان بعضى از آنها خود به خود روشن است ، و بعضى ديگر با در نظر گرفتن مباحث قبلى ، بطلانش روشن مىگردد ، و ما با تكرار آن مباحث سخن را طول نمىدهيم . و كوتاه سخن ، اينكه آنچه از آيات و روايات به دست مىآيد مثل آيه : « أفَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ » « 1 » و آيه : « الَّذِينَ جَعَلُوا الْقُرْآنَ عِضِينَ » « 2 » و آيه : « إِنَّ الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي آياتِنا لا يَخْفَوْنَ عَلَيْنا أفَمَنْ يُلْقى فِي النَّارِ خَيْرٌ أَمْ مَنْ يَأْتِي آمِناً يَوْمَ الْقِيامَةِ » « 3 » و آيه « يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَواضِعِه » « 4 » و آيه : « وَلا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ بِه عِلْمٌ » « 5 » و آياتى ديگر هم كه آن را تاييد مىكند ، اين است كه نهى در روايات ، مربوط به طريقه تفسير است ، نه اصل تفسير ، مىخواهد بفرمايد كلام خدا را به طريقى كه كلام خلق تفسير مىشود تفسير نبايد كرد . وجه تاييد آياتى كه نقل شد اين است كه از آيه 82 سوره نساء بر مىآيد كه بين كلام خدا و كلام مخلوقات فرق است ، و به همين جهت در آيه 91 سوره حجر كسانى را كه قرآن را پاره پاره مىكنند ، و در سوره حم سجده آيه 40 كسانى را كه در آيات خدا الحاد مىورزند ، و در آيه 46 سوره نساء كسانى را كه آيات خدا را تحريف مىكنند ، و در آيه 36 سوره اسراء اشخاصى را كه پيروى بدون علم مىكنند ، مذمت فرموده است . معلوم مىشود كلام خدا با ساير كلامها فرق دارد ، اين نيز معلوم است كه فرق بين آن دو در نحوه استعمال الفاظ ، و چيدن جملات ، و به كار بردن فنون ادبى ، و صناعات لفظى ، نيست ، ( براى اينكه قرآن هم ، كلامى است عربى ، كه همه آنچه در ساير كلمات عربى رعايت مىشود در آن نيز رعايت شده ، و در خود قرآن آمده كه « وَما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا بِلِسانِ قَوْمِه ، لِيُبَيِّنَ لَهُمْ » « 6 » .
--> ( 1 ) سوره نساء آيه 82 . ( 2 ) سوره حجر آيه 91 . ( 3 ) سوره حم سجده آيه 40 . ( 4 ) سوره نساء آيه 46 . ( 5 ) سوره اسراء آيه 36 . ( 6 ) ما هيچ رسولى را نفرستاديم مگر به زبان قوم خودش ، تا براى آنان روشنگرى كند ( سوره ابراهيم آيه 4 ) .